معرفی کتاب*اسمش چیه* سروده : جعفر ابراهیمی و جمعی از شعرا

هیچانه نوعی از شعر است که در آن، معنا و مفهوم مدنظر شاعر نیست و تنها خوش‌آوایی و دل‌نشینی کلام، هدف شاعر از سرایش آن است، برخی معتقدند که برای کودکان خردسال هیچانه‌ها مفیدترین قالب شعری هستند و در پرورش تخیل ایشان بسیار مؤثر خواهند بود.

اشعار کتاب «اسمش چیه؟» از میان اشعار ۶ شاعر بنام و توانای معاصر انتخاب شده‌ است؛ هیچانه‌هایی هستند که در آن شاعر به انتقال محتوا و پیام نیز توجه داشته است و همان لطیفی و خیال‌انگیزی هیچانه را برای کودکان به ارمغان می‌آورند.

مصطفی رحماندوست، از شاعران مجموعه در مقدمة کتاب گفته است: برای سرودن شعرهای این مجموعه ده‌ها جلسة چندساعته وقت گذاشته‌ایم؛ سروده‌های خویش را به داوری و نقد بی‌تعارف یکدیگر سپرده و سروده‌های بسیاری را کنار گذاشته‌ایم و سرانجام به این ۵۲ قطعه‌شعر در این کتاب رسیده‌ایم.

این کتاب علاوه بر معرفی شخصیت‌ها، اشیا و جانداران مختلف به کودکان، با لحن موزون و جذاب خود، نشاط آور است و با نگاهی منحصربه‌فرد دنیای اطراف بچّه‌ها را در قالب شعر برایشان ترسیم می‌کند.

برای خواندن «اسمش چیه؟» همراه با کودکان به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور مراجعه و اوقات شادی را در کنار فرزندان دلبندتان سپری کنید.

معرفی کتاب* عمود1400 * تالیف :علی اکبر والایی

سفرنامه‌ گونه‌ای ادبی است که در آن شخصی که به سرزمین‌های دیگر سفر کرده است، دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربه‌ها، رخدادها و احساساتش را دربارة آن سرزمین‌ها، برای آگاه کردن دیگران در قالب کتابی می‌نگارد. سفرنامة زیارت، اما حال و هوایی دیگر دارد. به خصوص اگر سفرنامه اربعین اباعبدالله الحسین (علیه السلام) باشد.

«کتاب  عمود ۱۴۰۰» روایت بیم‌ها و امیدهای مسافری است که برای کسب توفیق زیارت، در انتظار اتفاقی غریب است. این کتاب حکایت لحظه لحظة حضور است در مسیر عشق حسین (علیه‌السلام)، هم‌نوایی و هم‌صدایی با دیگر عاشقانش، شمردن گام‌ها و ستون‌هایی که تو را از اربابت دور و به او نزدیک می‌کند...!

سفرنامه علی‌اکبر والایی برشی است از قلب او؛ که از سفر پر رمز و راز اربعین و دیار عشق برای ما به ارمغان آورده است...

معرفی کتاب*زیبا صدایم کن * تالیف : فرهاد حسن زاده

«زیبا صدایم کن» گذشت و بزرگواری یک دختر نوجوان را در برابر پدری که در انجام وظایفش کوتاهی کرده به تصویر می‌کشد و دخترانگی، لطافت و درعین‌حال انتخاب عقلانی و منطقی یک دختر نوجوان را توأمان ترسیم می‌کند و خواننده را با حسّ و حال این پدر و دختر سهیم می‌سازد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «حالش خیلی خوب بود؛ بهتر از همیشه. جوری که من اصلاً خجالت نکشیدم و بهش افتخار هم کردم. مخصوصاً جایی که داشت با فروشنده از خودکفایی و استقلال و خریدن جنس ایرانی حرف می‌زد. طوری کتابی و شیک حرف می‌زد که هرکس نمی‌دانست فکر می‌کرد استاد دانشگاه است و دارد سخنرانی می‌کند. لباس‌های نو را پوشیدیم و لباس‌های کهنه را توی کیسه‌ای ریختیم و دادیم به فروشنده که تا شب برایمان نگه دارد».

معرفی کتاب*غدیر  * تالیف :علی صفایی حائری

   علی صفایی با قلم خاص و نگاه بدیع خود در کتاب موجز، خوش‌خوان و درعین‌حال عمیق «غدیر»، به تبیین نکات مهمی در خصوص موضوع غدیر و مبحث ولایت پرداخته است، این‌ها آخرین کلماتی است که از رسول مهربانی شنیده می‌شود: «آن کس که من مولای اویم؛ پساز این علی مولای اوست».در بخشی از کتاب، دربارة ضرورت ولایت می‌خوانیم:

«هنگامی‌که انسان خود را بیشتر از یک دهان نمی‌بیند که با یک مشت رودة گره‌خورده و به ... ختم می‌شود. این دهان دراز، دیگر نه دین می‌خواهد و نه امام و نه رهبری و ولایت؛ که غریزه برای این و بالاتر از این‌ها کافی است؛ اما انسانی که می‌خواهد انسان باشد و جامعه‌ای انسانی تشکیل دهد، نه یک دام‌پروری بزرگ و یک کندوی عادل، این انسان ضرورت این شناخت و عشق و این حجت و نور و امام و امین را می‌یابد و به سوی او می‌شتابد و او را بر خویشتن مقدم می‌دارد؛ که او از او به او آگاه‌تر و مهربان‌تر و نزدیک‌تر است».